چالش ها و معایب پراپ فرم ها

چالش ها و معایب پراپ فرم ها:

دنیای معامله‌گری با پراپ فرم‌ها، در نگاه اول شبیه به یک سرزمین موعود است؛ جایی که به شما می‌گویند: «سرمایه از ما، سود از شما!» اما همان‌طور که در اوستریچ پراپ همیشه تاکید کرده‌ایم، هیچ موفقیتی در بازارهای مالی بدون شناخت دقیق چالش‌ها و تله‌های مسیر به دست نمی‌آید. اگر پراپ فرم‌ها فقط سود خالص بودند، امروز همه تریدرها میلیاردر بودند. حقیقت این است که پشت این اعداد جذاب و حساب‌های چند ده هزار دلاری، موانع روانی و فنی پیچیده‌ای وجود دارد.

در این مقاله، قصد داریم برخلاف جریان رایج، به بررسی چالش ها و معایب پراپ فرم ها بپردازیم تا شما با چشمانی کاملاً باز قدم در این مسیر بگذارید.

چالش ها و معایب پراپ فرم ها

بزرگ‌ترین چالش در هر پراپ فرم : تله‌ی قوانین دراودان (Drawdown)

بزرگ‌ترین چالش در هر پراپ فرم ، محدودیت دراودان یا همان سقف ضرر است. این قوانین به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: دراودان روزانه و دراودان کلی.

  • فشار روزانه: وقتی قانونی وجود دارد که می‌گوید شما نباید در یک روز بیش از ۵ درصد ضرر کنید، تریدر در یک قفس شیشه‌ای قرار می‌گیرد. یک نوسان شدید در خبرهای اقتصادی می‌تواند به سادگی حساب شما را در چند ثانیه بسوزاند، حتی اگر استراتژی شما در بلندمدت سودده باشد.
  • دراودان شناور (Relative/Trailing Drawdown): این شاید بی‌رحمانه‌ترین نوع قانون در برخی شرکت‌ها باشد. در این حالت، سقف ضرر شما با رشد حساب بالا می‌آید اما با ضرر کردن پایین نمی‌رود. این یعنی هر چقدر بیشتر سود کنید، فضای تنفس شما محدودتر می‌شود.

ما در اوستریچ پراپ معتقدیم تریدر باید بداند دقیقاً کجا ایستاده است، اما در بسیاری از فرم‌ها، این محاسبات به قدری پیچیده می‌شود که تریدر به جای تمرکز بر چارت، درگیر ماشین‌حساب می‌شود.

فشار روانی مرحله ارزیابی (Evaluation Stress)

معامله‌گری به خودی خود شغلی استرس‌زا است، اما پراپ فرم‌ها یک لایه استرس اضافی به نام «زمان» یا «تارگت اجباری» به آن اضافه می‌کنند.

وقتی می‌دانید که باید ظرف ۳۰ روز به ۸ یا ۱۰ درصد سود برسید، ناخودآگاه از مسیر مدیریت ریسک خارج می‌شوید. این فشار زمانی باعث می‌شود که تریدر دست به «قمار» بزند. بسیاری از تریدرهای حرفه‌ای در حساب‌های شخصی خود شاید در یک ماه فقط ۲ درصد سود کنند، اما وقتی مجبور به زدن تارگت ۱۰ درصدی می‌شوند، سیستم عصبی آن‌ها مختل شده و دچار اشتباهات ابتدایی می‌شوند.

 تضاد منافع: آیا آن‌ها واقعاً می‌خواهند شما سود کنید؟

این یک سوال جنجالی است. واقعیت تلخ این است که بسیاری از پراپ فرم‌های بی‌نام‌ونشان، مدل بیزنسی خود را بر پایه «شکست تریدرها» بنا کرده‌اند. آن‌ها از هزینه ورودی  که شما برای چالش پرداخت می‌کنید درآمد دارند.
اگر تریدری سود نکند، آن‌ها هزینه چالش را در جیب می‌گذارند. این موضوع باعث می‌شود برخی شرکت‌ها با دست‌کاری در اسپردها (Spread) یا ایجاد لغزش قیمت (Slippage) عمدی در بروکرهای اختصاصی خودشان، باعث کال مارجین شدن تریدر در لحظات حساس شوند. شناخت یک پراپ فرم معتبر مثل اوستریچ که شفافیت را اولویت قرار می‌دهد، اینجا اهمیت پیدا می‌کند.

چالش «ثبات» (Consistency Rule)

برخی پراپ فرم‌ها قوانینی تحت عنوان «قانون ثبات» دارند. مثلاً می‌گویند نباید سود یک روز شما بیش از ۴۰ درصد از کل سود ماهیانه‌تان باشد. این قانون برای تریدرهایی که بر اساس شکار فرصت‌های بزرگ (Big Moves) عمل می‌کنند، یک کابوس است.
تصور کنید شما هفته‌ها صبر کرده‌اید و یک ترید عالی روی انس طلا می‌گیرید که سود کلانی به شما می‌دهد، اما شرکت به دلیل قانون ثبات، آن را نمی‌پذیرد! این محدودیت‌ها عملاً خلاقیت و سبک‌های مختلف معامله‌گری را سرکوب می‌کند.

چالش ها و معایب پراپ فرم ها

 محدودیت‌های نمادهای معاملاتی و زمان

بسیاری از تریدرها دوست دارند پوزیشن‌های خود را در پایان هفته باز نگه دارند (Swing Trading) یا روی جفت‌ارزهای فرعی معامله کنند. اما معایب برخی پراپ فرم‌ها شامل ممنوعیت معاملات در زمان خبر، ممنوعیت باز نگه داشتن پوزیشن در آخر هفته یا محدودیت شدید روی لوریج (Leverage) در دارایی‌های خاص است. این محدودیت‌ها باعث می‌شود تریدر احساس کند در یک زمین بازی بازی می‌کند که قوانینش مدام به نفع داور تغییر می‌کند.

 وابستگی و عدم مالکیت

یکی از معایب پنهان پراپ فرم‌ها، جنبه روانشناختی «مالکیت» است. وقتی با حساب پراپ کار می‌کنید، شما در واقع یک «پیمانکار» هستید، نه صاحب سرمایه. شرکت هر لحظه که بخواهد (حتی با بهانه‌های واهی فنی) می‌تواند دسترسی شما را به حساب مسدود کند. این عدم قطعیت می‌تواند تمرکز بلندمدت را از تریدر سلب کند. بر خلاف حساب شخصی که دارایی واقعی شماست و هر زمان بخواهید می‌توانید کل آن را برداشت کنید، در پراپ فرم شما همیشه منتظر تایید برداشت سود (Payout) از سوی مدیریت هستید. این وابستگی باعث می‌شود که تریدر حس کند روی زمینی لرزان در حال خانه‌سازی است.

 هزینه‌های پنهان و نرخ پایین موفقیت

اگرچه هزینه شرکت در چالش در ظاهر کم به نظر می‌رسد، اما وقتی نرخ موفقیت را بررسی می‌کنیم، آمار تکان‌دهنده است. طبق آمارهای غیررسمی، کمتر از ۵ درصد تریدرها موفق می‌شوند به مرحله حساب واقعی برسند و از آن کمتر، تریدرهایی هستند که به دومین یا سومین برداشت سود می‌رسند. بسیاری از افراد در یک چرخه بی‌پایان از «خرید دوباره چالش» (Reset) می‌افتند. این موضوع باعث می‌شود مجموع هزینه‌های پرداختی تریدر در درازمدت، از سودی که به دست می‌آورد بیشتر شود؛ وضعیتی که عملاً تریدر را به تامین‌کننده نقدینگی برای شرکت تبدیل می‌کند.

چالش‌های فنی و زیرساختی

پراپ فرم‌ها معمولاً از پلتفرم‌های واسطه یا بروکرهای خاصی استفاده می‌کنند. قطع شدن سرور در زمان نوسانات شدید بازار، عدم اجرای دستورات حد ضرر (SL) به دلیل نبود نقدینگی در سرورهای اختصاصی شرکت، و یا تاخیر در بروزرسانی داشبوردها، همگی از چالش‌هایی هستند که می‌توانند زحمات چند ماهه یک تریدر را در یک چشم‌بهم‌زدن به باد دهند. در این مواقع، دست تریدر به جایی بند نیست و فرآیند اثبات خطای فنی شرکت معمولاً بسیار پیچیده و فرسایشی است.

پراپ تریدر کیست؟

 ریسک‌های قانونی و رگولاتوری

صنعت پراپ فرم‌ها هنوز در بسیاری از نقاط جهان، از جمله ایران، در یک «منطقه خاکستری» قرار دارد. نبود قوانین نظارتی محکم باعث شده که این شرکت‌ها به راحتی بتوانند قوانین خود را تغییر دهند یا حتی بدون اطلاع قبلی اعلام ورشکستگی کنند (اتفاقی که برای برخی از بزرگ‌ترین نام‌های این صنعت رخ داد). برای تریدر ایرانی، این ریسک با چالش‌های تحریم و احراز هویت دوچندان می‌شود؛ چرا که همواره سایه مسدود شدن حساب به دلیل موقعیت جغرافیایی وجود دارد.

 تغییر شخصیت معامله‌گری

شاید عجیب‌ترین عیب پراپ فرم، تاثیری است که بر «سبک معامله‌گری» فرد می‌گذارد. تریدر برای اینکه در چهارچوب قوانین پراپ باقی بماند، ممکن است استراتژی شخصی و سودده خود را تغییر دهد تا با قوانین دراودان یا زمان شرکت همخوانی پیدا کند. این «دگردیسی اجباری» در بلندمدت می‌تواند باعث شود تریدر اصالت و اعتماد به نفس خود را در تحلیل‌های شخصی از دست بدهد و به یک ربات اجراکننده دستورات شرکت تبدیل شود.

جمع‌بندی: نگاه واقع‌بینانه در اوستریچ پراپ

پراپ فرم‌ها بدون شک ابزاری قدرتمند برای جهش مالی هستند، اما به شرطی که به عنوان یک «شغل پرریسک» به آن‌ها نگاه شود، نه یک راه میان‌بر جادویی. هدف ما در اوستریچ پراپ این است که شما با شناخت این ۱۰ چالش اساسی، مجهز به دانش مدیریت بحران وارد میدان شوید.

معایبی که ذکر شد، به معنای نفی پراپ فرم‌ها نیست؛ بلکه هشداری است برای تریدرهایی که می‌خواهند از سطح آماتور به حرفه‌ای ارتقا یابند. برای موفقیت در این مسیر، شما نباید فقط یک «تحلیل‌گر خوب» باشید، بلکه باید یک «مدیر ریسک وسواسی» و یک «جنگجوی روانی» باشید که می‌تواند تحت فشار قوانین سخت‌گیرانه، خونسردی خود را حفظ کند.

فراموش نکنید: در بازار مالی، کسی برنده است که ماندگار باشد، نه کسی که سریع‌تر می‌دود. با شناخت این چالش‌ها، شما یک قدم از ۹۵ درصدی که شکست می‌خورند، جلوتر هستید.