اشتباهات پر تکرار تریدرهای پراپ
معاملهگران پراپ (Proprietary Traders) کسانی هستند که با استفاده از سرمایه شرکتهای پراپ به معاملهگری در بازارهای مالی میپردازند. این معاملهگران به دلیل دسترسی به سرمایههای بزرگتر و ابزارهای پیشرفته، پتانسیل کسب سود بالاتری دارند. در ادامه به اشتباهات پر تکرار تریدرهای پراپ اشاره خواهیم کرد. با اوستریچ همراه باشید.
پراپ تریدینگ چیست؟
پراپ تریدینگ به عنوان یک روش معاملاتی در بازارهای مالی شناخته میشود که در آن شرکتهای مالی سرمایه خود را در اختیار معاملهگران قرار میدهند. این نوع تریدینگ به معاملهگران این امکان را میدهد که با استفاده از بودجه شرکت، وارد بازارهای مالی شوند و به انجام معاملات بپردازند. به عبارت دیگر، پراپ تریدینگ به معنای استفاده از سرمایه شرکت توسط معاملهگران به منظور کسب سود از نوسانات بازار میباشد.
یکی از مزایای کلیدی این روش برای معاملهگران، عدم نیاز به سرمایهگذاری شخصی است. به عبارتی دیگر، معاملهگران میتوانند بدون نگرانی از تأمین سرمایه اولیه، با استفاده از منابع مالی شرکت، فعالیتهای معاملاتی خود را آغاز کنند. در این میان، بخشی از سود حاصل از معاملات به شرکت تعلق میگیرد که این موضوع به نوعی رابطهای متقابل میان معاملهگر و شرکت ایجاد میکند.
از سوی دیگر، در شرایطی که زیان رخ میدهد، شرکت مسئولیت بیشتری را بر عهده میگیرد و ریسک مالی را در سطح بالایی به عهده میگیرد. این به معنای آن است که معاملهگر میتواند تنها بر مهارت و دانش خود تمرکز کند و نگرانی کمتری از بابت زیانهای احتمالی داشته باشد. به این ترتیب، پراپ تریدینگ به عنوان یک مدل جذاب برای معاملهگران به شمار میآید که در آن میتوانند بدون ریسک مالی جدی، به کسب تجربه و درآمد بپردازند.
اشتباهات پر تکرار تریدرهای پراپ
ترس از شکست و اثرات آن
ترس از شکست یکی از چالشهای عمدهای است که معاملهگران پراپ با آن دست و پنجه نرم میکنند. این احساس میتواند به نتایجی نامطلوب منجر شود؛ از عدم ورود به معاملات و خروج زودهنگام از موقعیتهای سودآور گرفته تا نگهداشتن معاملات زیانده. معاملهگری که در دام این ترس گرفتار میشود، به احتمال زیاد قادر نخواهد بود تصمیمات منطقی و استراتژیک اتخاذ کند و تحت تأثیر احساسات خود، تصمیماتی ناخواسته و مبتنی بر اضطراب اتخاذ خواهد کرد که در نهایت به خسارت مالی منتهی خواهد شد. برای غلبه بر این ترس، معاملهگران باید با روشهای مؤثر مدیریت ریسک آشنا شوند و به تقویت اعتماد به نفس خود از طریق آموزش و تجربه بپردازند.
طمع و عدم کنترل احساسات
طمع، یکی دیگر از احساسات منفی است که میتواند به تصمیمات نادرست دامن بزند. هنگامی که معاملهگران تحت تأثیر طمع قرار میگیرند، ممکن است بدون انجام تحلیلهای لازم به معاملات ورود کنند یا سودهای خود را بدون توجه به استراتژیهای تعیینشده افزایش دهند. این رفتار میتواند به زیانهای قابل توجهی منجر شود. برای کنترل طمع، ضروری است که معاملهگران استراتژیهای مشخصی برای ورود و خروج از معاملات خود داشته باشند و به این استراتژیها پایبند بمانند. علاوه بر این، مدیریت احساسات از طریق تمرین و به کارگیری تکنیکهای روانشناسی میتواند تأثیرات منفی طمع را به حداقل برساند.
تأثیر اعتماد به نفس کاذب بر عملکرد
اعتماد به نفس، یکی از ویژگیهای کلیدی یک معاملهگر موفق است، اما اعتماد به نفس کاذب میتواند باعث بروز اشتباهات جدی شود. هنگامی که معاملهگران به دلیل موفقیتهای پیشین، بیش از حد به تواناییهای خود اطمینان پیدا میکنند، ممکن است تحلیلهای دقیق و منطقی را نادیده بگیرند و در نتیجه با ریسکهای بزرگتری روبهرو شوند. این نوع اعتماد به نفس کاذب میتواند به ورود به معاملات نامناسب و غفلت از اصول مدیریت ریسک منجر شود. برای جلوگیری از این چالش، معاملهگران باید همواره با دقت و تحلیل وارد معاملات شوند و موفقیتهای گذشته را به عنوان تضمینی برای موفقیتهای آینده تلقی نکنند.

عدم تعیین حد ضرر و حد سود
عدم تعیین حد ضرر یکی از جدیترین خطاهایی است که معاملهگران میتوانند مرتکب شوند. حد ضرر به معاملهگر این امکان را میدهد که از زیانهای بزرگ جلوگیری کند و ضررها را در سطح قابلقبولی کنترل کند. در غیاب حد ضرر، معاملهگران ممکن است با زیانهای سنگینی مواجه شوند که جبران آنها بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است. همچنین، تعیین حد سود نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا به معاملهگر اجازه میدهد تا در زمان مناسب از معامله خارج شود و سودهای خود را حفظ کند. معاملهگرانی که حد سود مشخص نمیکنند، به طمع دچار میشوند و در نهایت ممکن است سودهای خود را از دست بدهند.
برای تعیین حد ضرر و حد سود مناسب، معاملهگران میبایست تحلیل دقیقی از بازار داشته باشند و سطوح قیمتی مطلوب را شناسایی کنند. استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکال و بررسی الگوهای قیمتی در این زمینه بسیار مفید خواهد بود. همچنین، پایبندی به استراتژیهای از پیش تعیینشده و اجتناب از تغییر مداوم حد ضرر و حد سود از اهمیت زیادی برخوردار است. این اقدام میتواند از وقوع واکنشهای احساسی جلوگیری کرده و معاملات را بهصورت منطقی و حسابشده انجام دهد.
استفاده از لوریجهای بالا
معاملهگران ممکن است به خاطر طمع و امید به کسب سود بیشتر، از لوریجهای بالا استفاده کنند. این اقدام میتواند منجر به زیانهای بزرگتری شود؛ چرا که هر نوسان کوچک در بازار تأثیر بیشتری بر روی سرمایه معاملهگر خواهد داشت. استفاده از لوریج بالا بدون در نظر گرفتن ریسکهای مرتبط میتواند باعث از دست رفتن کل سرمایه در زمان کوتاهی شود.
به منظور جلوگیری از این مشکلات، معاملهگران میبایست با مفاهیم لوریج و مارجین و ریسکهای مرتبط آشنا شوند. همچنین، تنظیم دقیق حجم معاملات و رعایت قوانین مدیریت ریسک میتواند به کاهش خطرات کمک شایانی کند. بهرهگیری از نرمافزارهای مدیریت ریسک نیز میتواند در این زمینه کارآمد باشد.
عدم تحقیق و بررسی بازار
تحقیق و بررسی بازار از ارکان اساسی موفقیت در معاملات به شمار میرود. معاملهگرانی که بدون انجام تحقیقات لازم وارد بازار میشوند، غالباً قادر به شناسایی صحیح روندها و فرصتهای معاملاتی نبوده و تصمیمات نادرستی اتخاذ میکنند. عدم آگاهی از وضعیت بازار، اطلاع از اخبار اقتصادی و تحولات سیاستهای مالی میتواند به ضررهای قابل توجهی منجر گردد.
برای جلوگیری از این قبیل اشتباهات، معاملهگران بایستی بهطور مستمر بازار را تحت نظر داشته و اطلاعات خود را از منابع معتبر جمعآوری کنند. انجام تحلیلهای بنیادی و تکنیکال بهطور مداوم ضرورت دارد تا معاملهگران بتوانند تصمیمات بهتری اتخاذ نمایند. همچنین، بهرهگیری از منابع آموزشی معتبر و شرکت در دورههای آموزشی میتواند بر ارتقای دانش و تواناییهای آنها تاثیر مثبتی داشته باشد.

نداشتن استراتژی معاملاتی مشخص
عدم تدوین استراتژی معاملاتی مشخص یکی دیگر از خطاهای رایج است که میتواند به زیانهای چشمگیری منجر گردد. استراتژی معاملاتی به معاملهگران کمک میکند تا بر اساس اصول و ضوابط مشخصی وارد معاملات شوند و از تصمیمگیریهای احساسی بپرهیزند. در غیاب یک استراتژی معین، معاملهگران معمولاً اقدام به اتخاذ تصمیمات ناپایدار و بدون برنامه مینمایند که نتیجهای جز زیان نخواهد داشت.
برای طراحی یک استراتژی معاملاتی موفق، معاملهگران نخست باید اهداف و محدودیتهای خود را مشخص کنند و سپس بر اساس این موارد یک برنامه معاملاتی تنظیم نمایند. این برنامه میبایست شامل قواعد ورود و خروج از معاملات، مدیریت ریسک و تعیین حد ضرر و حد سود باشد. همچنین، پایبندی به این استراتژی و بازبینی و بهروزرسانی مستمر آن بسیار حائز اهمیت است تا با تغییرات بازار هماهنگ باشد.
بیتوجهی به برنامهریزی و اهداف واقعبینانه
اهداف روشن و واقعبینانه در هر فعالیتی، بهویژه در زمینه معاملهگری، از ضروریات است. عدم وجود چنین هدفگذاریای میتواند سبب سردرگمی و پراکندگی در مسیر دستیابی به موفقیت شود. در واقع، هنگامی که فردی فاقد یک برنامه معاملاتی مشخص باشد، احتمال اینکه به نتایج مطلوب دست یابد بهشدت کاهش مییابد و این امر میتواند زمینهساز اشتباهات و تصمیمگیریهای نادرست باشد.
برای غلبه بر این چالش، توصیه میشود که هر فرد معاملهگر برای هر هفته و ماه، اهداف کمی و کیفی مشخصی را تعیین کند. این اهداف باید بهگونهای باشند که قابلیت اندازهگیری و ارزیابی داشته باشند. علاوه بر این، پیشبینی نقاط ورود و خروج از معاملات نیز باید بهطور دقیق انجام شود. این روش باعث میشود که معاملهگران بتوانند با اطمینان بیشتری به بازار ورود کنند و از نوسانات آن بهرهبرداری کنند.
تنظیم یک برنامه معاملاتی روشن و هدفمند میتواند به معاملهگران کمک کند تا نهتنها از سردرگمی و اضطرابهای ناشی از عدم قطعیت جلوگیری کنند، بلکه با ایجاد یک رویکرد منظم و استراتژیک، شانس موفقیت خود را بهطور قابلملاحظهای افزایش دهند. در نهایت، با تعیین اهداف مشخص و برنامهریزی قبلی، معاملهگران میتوانند به سطح بالاتری از کارایی و بهرهوری در فعالیتهای خود دست یابند.
بیشتر بخوانید : چک لیست چالش پراپ ؛ قبل از شروع پالش حتما بخوانید
عدم پایبندی به استراتژیهای معاملاتی
یکی دیگر از اشتباهات شایع در این حوزه، عدم پایبندی به استراتژیهای معاملاتی است. معاملهگرانی که به اصول تعیین شده خود پایبند نیستند، معمولاً با نوسانات زیادی در عملکرد خود مواجه میشوند و نمیتوانند بهطور مداوم سودآوری داشته باشند. تغییرات مکرر در استراتژیها و عدم رعایت قواعد مشخص میتواند باعث از دست رفتن تمرکز و افزایش ریسک معاملات گردد.
برای حفظ انضباط در اجرای استراتژی معاملاتی، معاملهگران باید از قوانین و دستورالعملهای مشخص پیروی نموده و در صورت نیاز، تنها بر اساس تحلیلهای منطقی و دقیق تغییرات لازم را اعمال نمایند. همچنین، نگهداری یک ژورنال معاملاتی و ثبت تمامی معاملات میتواند به تحلیلگران کمک کند تا عملکرد خود را بهبود بخشند و از تجربیات گذشته بهرهبرداری نمایند.
معاملات بیش از حد
برخی از تریدرها پس از ضرر برای جبران فوری، بیبرنامه و زیاد معامله میکنند که این کار اغلب منجر به باختهای بیشتر میشود. به عنوان راه حل پس از سه معامله ناموفق یا رسیدن به مقصد ضرر روزانه، معامله را متوقف کنید تا کنترل دوباره ذهن و برنامه ممکن شود .
جمعبندی
پراپتریدینگ آسان به نظر میرسد اما با تلههای روانی و فنی فراوانی همراه است. در این فضا، موفقیت پایدار مستلزم ترکیبی از استراتژی دقیق، مدیریت ریسک مناسب، تسلط بر روان و توسعه مستمر فردی است. فرایند پراپتریدینگ میتواند به سادگی آغاز شود، اما چالشهای زیادی در انتظار معاملهگران است که اگر به آنها توجه نشود، ممکن است منجر به شکست گردد. هر «شکست» و از دست دادن حساب پراپ باید به عنوان یک تجربه یادگیری ارزشمند تلقی شود، به شرطی که با بازنگری دقیق و اصلاح مسیر همراه باشد.
در واقع، درک تلههای روانی و فنی و اتخاذ رویکردی هوشمندانه و انعطافپذیر میتواند اساس موفقیت در این عرصه باشد. لذا اهمیت یادگیری مداوم و تحلیل عملکرد خود را نمیتوان نادیده گرفت، چرا که این عوامل در نهایت به ایجاد یک بنیاد مستحکم برای آینده موفق در پراپتریدینگ کمک خواهند کرد.
